خط داستانی
در خیابان آرامی در هلسینکی، سَچی رستورانی با توپهای برنجی گشوده است؛ برای یک ماه هیچ مشتری ندارد، اما بهتدریج اولین مشتری را میبیند، میمیرد میبیند، و میپذیرد که میهمان ژاپنی کُند و بلندبالا به نام میدوری با او همراه باشد.
وبیون
در خیابان آرامی در هلسینکی، سَچی رستورانی با توپهای برنجی گشوده است؛ برای یک ماه هیچ مشتری ندارد، اما بهتدریج اولین مشتری را میبیند، میمیرد میبیند، و میپذیرد که میهمان ژاپنی کُند و بلندبالا به نام میدوری با او همراه باشد.