خط داستانی
شانکار سانکسنای مجرد با برادر بزرگترش، وینای مهندس ارشد، همسرش کاویتا و دخترشان پوجا زندگی می کنند. شانکار یک کارمند پنهان سی بی آی است. وینای میخواهد پوجا با دِپاک مالهورا ازدواج کند که در دفتر او کار میکند و آن دو در حال عاشق شدن هستند. با وجود فقرِ دپاک و مادر نابینا و بیوه او، اوضاع تغییر میکند وقتی وینای به رشوهخواری دپاک مشکوک میشود و اخراجش میکند. اما پیش از آنکه پیکار کند، باید دستگیری وینای خودش را هم صادر کند.