خط داستانی
روت کسل برنامهریزی کرده است تا در سالگرد پنجمین سال ازدواجشان شوهرش را با یک شام بسیار مفصل غافلگیر کند و به دو کودک کوچکشان وعده میدهد که آن شب میتوانند در میز بزرگ غذا بخورند. رکس، شوهرش، به یوت، یک رقاص، علاقهمند است و تمام یادش رفته که سالگردشان است و با یوت که روز تولدش است قرار دارد. او برای یوت یک گردنبند الماس زیبا میخرد که در جیب پالتویش میگذارد. روت به جیب او نگاهی میاندازد تا هدیه مورد انتظارش را پیدا کند و گردنبند را کشف میکند. او بسیار شگفتزده میشود وقتی رکس بدون اینکه آن را به او بدهد، میرود.