خط داستانی
مونترال، ۱۸۸۸. استفانی دختر جوانی است که استعداد خاصی در علوم دارد. اما با وجود قابلیتها و هوش خود، نمیتواند در دنیای misogynous و phallocratic دانشگاه جایی برای خود پیدا کند. با این حال، او به استادش، پروفسور بومون، کمک میکند تا یک نمونه اولیه ماشین زمان را توسعه دهد. متأسفانه، نمایش در آزمایشگاههای دانشگاه فاجعهآمیز میشود. رکتور فنویک پروفسور بومون را اخراج میکند که این موضوع باعث تحقیر بیشتر استفانی میشود. اما او موفق میشود مشکلات نمونه اولیه را در یک ماشین زمان دوم که در خانه بومون ساخته شده است، حل کند. با آمدن رکتور و اعضای کمیتهاش برای مشاهده یک نمایش نهایی، استفانی به شیوه خود از منتقدانش انتقام میگیرد. زمان موشها و خودبزرگبینی اولین فیلم استیمپانک کبک است.