خط داستانی
همانند یک نمای متوالی بی پایان، داستان هایی از دوستان به هم گره می خورند: پائولو نویسنده ای که نمی تواند رمانش را به پایان برساند به دلیل کمال گرایی، ماریا دوست دخترش احساس کم توجهی می کند و وارد حلقهٔ شاگردان محافظت شدهٔ یکی از همسالان پائولو، فرانچسکو، می شود. میکلا، دوستی از ماریا با مارکو آشنا می شود در حالی که پدر پائولو با پتراآ یک فاحشهٔ سطح بالا ملاقات می کند.