Storyline
افسانه ارل دوراند داستان یک کودک جوان است که خانوادهاش در نزدیکی دو بویز، وایومینگ زندگی میکردند و به دلیل اینکه فکر میکردند او بیماری مسری دارد، او را در یک کلبه در طبیعت تنها گذاشتند. وقتی مردم بومی محلی از وضعیت او مطلع شدند، او را تحت حمایت خود قرار دادند و او به نوعی مرد وحشی بزرگ شد و کاملاً قادر به زندگی از زمین بود. او به عنوان "رابین هود" غرب شناخته میشد زیرا در زمینهای فدرال شکار میکرد که بسیار غیرقانونی بود و گوشت را به فقرا میداد.