Storyline
اوزوالد خرگوش به همراه سگش، داكسی، به جستجوی دور و بر یک زبالهدانی میپردازد. او بطریای را پیدا میکند که روی آن نوشته شده "خمره جادویی" و وقتی آن را باز میکند، یک جن با چوب جادویش بیرون میپرد. جن سپس شروع به تبدیل تمام تصاویر روی برچسبهای قوطیهای قدیمی به انسانهای زنده میکند. آنها یک مهمانی رقص و آواز ترتیب میدهند، اما شیطانی با چنگک از قوطی همبرگر شیطانی، چوب جادو را میدزدد و اوضاع را به هم میریزد. اوزوالد روز را نجات میدهد.