Storyline
پیتر لِ روی در سیها است و هنوز با مادر سالخوردهاش زندگی می کند. کار نمیکند و با دیدهبانی بر دیگران وقتش را میگذراند؛ در واقع بر مردمان ناظر است. وقتی در پارک توسط زوجی در حال معاشقه دیده میشود، اوج میگیرد تا به عنوان نگاهبان تبدیل به مشکلی بزرگ شود. زندگی او به عنوان چشمچرانی زمانی که معلمی با نام رپانجه به خانه آنها میآید، بیش از پیش دچار دردسر میشود.