Storyline
تابستان کامل است و توندرا خالی است؛ چادرهای پوست برپا شده و زمان رسیدگی به ماهیگیری فرا رسیده است زیرا ماهیها به سمت بالا حرکت میکنند. مردان در رودخانه هستند، سنگها را بلند کرده و آنها را برای تشکیل محفظههایی برای به دام انداختن ماهی قرار میدهند. زنی یک مرغ را پوست میکند و سپس موهایش را به شیوه قدیمی، به دور چوبها بافت میکند. او از یک مثانه برای کودک بادکنکی درست میکند. مردان با چنگکهای سهپره ماهیگیری میکنند، ماهیها را نیزه میزنند و آنها را بر روی یک بند میکشند، تا جایی که کشیدن صید از آب برای یک مرد سخت میشود. زن به سرعت کار میکند و ماهیها را تمیز میکند و سپس همه از تکههای ماهی خام تازه لذت میبرند.