Storyline
فسفوری رها شده در خیابانها میرقصد و میخواند تا زنده بماند. او با خوانندهی مشهور سابق، کمال، که اکنون نابینا و حافظهاش را از دست داده، برخورد میکند. این دو شروع به اجرا با هم میکنند. یک جراح که از نمایش آنها لذت میبرد، پیشنهاد میدهد که به کمال در رهایی از رنجش کمک کند.