Storyline
"مکس با همسرش آنقدر دعوا میکند که خانم او را ترک میکند. قهرمان ما سپس سعی میکند خود غذا بپزد و غیره. او یک مرغ میخرد، اما مشخص میشود که هنوز زنده است و پس از اینکه با یک تپانچه آن را تعقیب میکند، بخشی از پرهایش را میکند، آن را اصلاح میکند و در نهایت نیمهپخته میکند، مرغ هنوز زنده است و پرواز میکند. مکس سپس توجه خود را به سیاه کردن چکمههایش معطوف میکند، مایع سیاه را برمیگرداند، آن را با قاشق برمیدارد و یک دقیقه بعد همان قاشق را برای هم زدن سوپ استفاده میکند. او برای همسرش مینویسد که به خانه برگردد، اما به زودی پس از ارسال نامه میشنود که وارث ثروت زیادی شده است و در هفتمین آسمان شادی زندگی میکند - تا اینکه همسرش برمیگردد." (The Bioscope, 15 فوریه 1912)