Storyline
ایوان از یک گروه تجاوز نجات میدهد و آنها دچار عشقی ممنوعه میشوند در حالی که او با همسری به نام داونا ازدواج کرده است آمندا این را نمیپذیرد و در دفتر کار و خانهاش مزاحمش میشود و حتی ادعا میکند باردار است ایوان به همسرش پنهان میگوید که نمیتواند او را ببخشید بنابراین ایوان خانه را ترک میکند