Storyline
بیلی و معشوقهاش دچار یک مشاجره کوچک شدهاند و او برای اینکه بیلی را حسود کند، توجهات یک خواستگار دیگر را میپذیرد. وقتی او فکر میکند که به اندازه کافی بیلی را مجازات کرده، تصمیم میگیرد که نامزدیاش با رقیب بیلی را قطع کند و دوباره توجهات بیلی را بپذیرد. اما قبل از این کار از رقیب بیلی میخواهد که نامههایی را که در طول دوره کوتاه نامزدیاش به او نوشته، برگرداند که او به شدت از این کار امتناع میکند. او به او اطلاع میدهد که به اروپا میرود و وقتی برمیگردد، نامهها را برای پسران در کلوپ سرگرمکننده خواهد کرد. در ناامیدی، او بیلی را از قصد رقیبش مطلع میکند و به او میگوید که نمیتواند پیشنهاد ازدواج او را در حالی که رقیبش آن نامهها را در اختیار دارد، بپذیرد. وقتی بیلی متوجه میشود که رقیبش که هرگز او را ملاقات نکرده، در حال رفتن به اروپا است، تصمیم میگیرد که به خانه او دستبرد بزند و نامههای معشوقهاش را بگیرد. اما متأسفانه برای بیلی، رقیبش قایق را از دست میدهد و به موقع برمیگردد تا بیلی را در حال دزدی از خانه ببیند.