خط داستانی
یک فیلم گمشده. جورج دوپونت، یک کشاورز جوان، با والدینش در مزرعه زندگی میکند، در حالی که معشوقهاش، سیدی آلن، در یک مزرعه مجاور ساکن است. جورج زندگی روستایی را خستهکننده میداند و از اینکه به عنوان یک هنرمند استعداد دارد، راضی است. او وارد یک مدرسه هنر میشود. متأسفانه، یک سال میگذرد و پولش تمام میشود، بنابراین معلم به او میگوید که هیچ استعدادی ندارد و او را از مدرسه اخراج میکند. جورج سعی میکند به خانه درباره شکستش نامه بنویسد، اما جرأتش را از دست میدهد. در همین حال، خانوادهاش بینتیجه منتظر نامهای هستند، بنابراین سیدی تصمیم میگیرد به شهر برود و او را پیدا کند.