خط داستانی
افترا یکی از زشتترین جنایات علیه همسایه ماست و در حالی که همسر در این داستان به طور متعارف عمل میکند، او به هر حال زن دیگر را فقط به خاطر شغلش، یعنی بازیگری، بدنام میکند. در حین یک خرید، همسر و شوهرش وارد فروشگاهی میشوند و کودک کوچکشان را در خودرو به مراقبت از راننده میسپارند. این آقا توجه کمی به کودک دارد و کودک کوچک به سمت در صحنه یک تئاتر میرود. والدین پس از بازگشت به خودرو غیبت کودک را متوجه میشوند و او را به تئاتر میبرند، جایی که او را در آغوش یکی از دختران نمایش مییابند. مادر کودک را از آغوش دختر میگیرد و با تمسخر میگوید: "چطور جرأت کردی کودک من را با لمس خود آلوده کنی؟" به خاطر این سخن و خندههای تحقیرآمیزی که به همراه دارد، دختر قسم میخورد که انتقام بگیرد.