خط داستانی
کارمند بانک وینسنت فارست پساندازهایش را در یک قمارخانه که توسط مادام زو و تأمینکنندهاش، ون مرتن، اداره میشود، از دست میدهد. همسر فارست، آن، زمانی که متوجه میشود وینسنت به مادام زو علاقهمند است، با مرتن رابطهای برقرار میکند. آن در قمار به شدت ضرر میکند، اما وینسنت به زودی متوجه آنچه در حال وقوع است میشود و به موقع برای نجات همسرش و بازگرداندن خوشبختیاش اقدام میکند.