خط داستانی
ماتیاس، صاحب مهمانخانهای در آلزاس، یک پولند ثروتمند را که در مهمانخانهاش اقامت داشته، به قتل میرساند. با این حال، وجدان ماتیاس به او اجازه آرامش نمیدهد و روح مرد کشته شده او را به جنون نزدیک میکند. برادر قربانی خواستار تحقیقاتی میشود و یک هیپنوتیست نمایشگاهی را با خود میآورد که supposedly قادر به خواندن ذهنهاست. ماتیاس، به عنوان شهردار، برای انجام تحقیق فراخوانده میشود، اما تحت نظر شهودی هیپنوتیست نمیتواند از عذاب وجدان خود فرار کند.