خط داستانی
حشرات به طور کامل بر باغ میکی تسلط یافتهاند. او آنها را با حشرهکش اسپری میکند، اما تمام میشود و آنها به خوردن ادامه میدهند. او یک دسته جدید درست میکند. در همین حال، پلوتو به دنبال یک حشره میرود و سرش در یک کدو فرومیرود. او به اطراف میچرخد و به میکی و اسپری برخورد میکند و صورت میکی را پر از مایع حشرهکش میکند. او به یک واقعیت تحریفشده بیدار میشود، جایی که حشرات و گیاهان اندازههای غولپیکر دارند و حشرات از حشرهکش مست میشوند و قهرمانان ما را تعقیب میکنند. میکی از کابوسش بهبود مییابد و متوجه میشود که کرم غولپیکری که در حال کشتی گرفتن با آن بود، شلنگ بوده است.