خط داستانی
کل خانواده برای یک گردش به ساحل آمدهاند و هر کدام ماجراجویی کوچک خود را دارند. کاپیتان با چتر ساحلیاش با آفتاب میجنگد تا بتواند چرتی بزند. پدربزرگ سعی میکند یک قلعه شنی بسازد، اما امواج مدام آن را خراب میکنند. مادر، پس از تلاش برای دفاع از سبد پیکنیکش، سعی میکند پایش را به آرامی به اقیانوس بزرگ و بد بزند و در نهایت نیاز به نجات توسط کاپیتان پیدا میکند.