خط داستانی
این فیلم فرناندز را به عنوان شخصیتی به نام روگلیو تورس به تصویر میکشد. با این حال، بخش عمدهای از فیلم به رابطه عاشقانه بین اسپرانزا، نوه یک کارگر معمولی، و خوزه لوئیس کاسرو، پسر آتشین یک مالک زمین اختصاص دارد. کاسرو به یک جنبش انقلابی میپیوندد و توسط پدرش طرد میشود، اما اسپرانزا با وفاداری در کنار او میماند. بعداً، پدر کاسرو توسط راهزنان کشته میشود؛ در جستجوی انتقام، او جان خود را فدای میکند، در حالی که اسپرانزا به کار انقلابی او ادامه میدهد و پسر جوانشان را در کنار خود دارد.