خط داستانی
پس از شنیدن والز "کارملیتا" که به همسرش تقدیم شده است، رئیسجمهور دیاز به دون سوزانیتو دستور میدهد تا آهنگساز چوچو فلورس را پیدا کند و یک پیانو به همسرش بدهد. دون سوزانیتو چوچو را پیدا میکند، یک بوهمی که در مستی و در میان شاعران و هنرمندان زندگی میکند. دون سوزانیتو به عنوان حامی هنرمندان و ستارههای جوان صحنه نامگذاری میشود که منجر به یک سری ماجراها در میان آهنگها، رقصها و عشقها میشود.