خط داستانی
در سال 1871، قمارباز حرفهای جان دوولین با ساندا "ساندی" پالی، دختر مارکو پالی، مهاجری که به تاجر راهآهن تبدیل شده است، فرار میکند. ساندی، با دانستن اینکه راهآهن به داکوتا گسترش خواهد یافت، برنامهریزی میکند تا از پسانداز 20,000 دلاری خود برای خرید گزینههای زمین استفاده کند تا آنها را با سود به راهآهن بفروشد. در سفر به Ft. Abercrombie، مسافران همسفر آنها جیم بندر و بیگتری کالینز هستند که تقریباً مالک شهر فارگو هستند و دوولین میداند که آنها آمادهاند تا امپراتوری کوچک خود را با سوزاندن املاک کشاورزان، تخریب گندمهایشان و نسبت دادن ویرانی به سرخپوستان، محافظت کنند. در ادامه سفر خود به سمت شمال در رودخانه با "پرنده رودخانه"، ساندی و جان با کاپیتان باونس، دریانوردی عصبانی ملاقات میکنند. دو نفر از دستیاران بندر، اسلاگین و کارپ، به قایق سوار میشوند و با تهدید اسلحه 20,000 دلار جان را میدزدند. کاپیتان باونس، دزدان را تعقیب میکند.