خط داستانی
پزشک سوئدی ادبیات، ویلهلم کانیتز، برای چند هفته به یک کلینیک پزشکی در لوگانو ایتالیا میرود. کانیتز خود را فردی نسبتاً سالم میداند و این اقامت را به عنوان یک تعطیلات طولانی در نظر میگیرد. او با تعدادی از بیماران در کلینیک که به بیماریهای نهایی مبتلا هستند، ملاقات میکند، از جمله وللامو تویونن (لندفورس). بیماران به شیوههای مختلف با این واقعیت که نمیتوانند زنده از کلینیک خارج شوند، کنار میآیند؛ با خودتخریبی، انکار یا بیاحتیاطی. داستان از متیاس تورسون.