خط داستانی
1802: داستان زندگی ماجراجویانه هانس بیکلر، معروف به "شیندرهانیس"، که در برابر نیروهای اشغالگر فرانسوی و مالکان بزرگ که کشاورزان فقیر را استثمار میکنند، در منطقه هونسروک در طول جنگهای ناپلئونی میجنگد. فرانسویها در نهایت با مقامات آلمانی متحد میشوند. پس از موفقیتهای اولیه، او یک روز خیانت میشود. جولچن عزیزش، که باردار است، برای نجات خود و کودکشان او را ترک میکند. وقتی شیندرهانیس میفهمد که جولچن برایش فرزندی به دنیا آورده، میخواهد او را پیدا کند - اما این یک تله است... بیکلر و بیشتر باندش در نهایت دستگیر و اعدام میشوند.