خط داستانی
اوتا ۱۹۱۴. در روستای اود، همسر حانی با پسری به نام سیمن، پسر کشاورز هاوزر، رابطه ای عاشقانه دارد. پیش از رفتن او به جنگ، او را ناچار میکند که درباره آینده با او تصمیم بگیرد. سیمن والدینش را متقاعد میکند تا با او به عنوان عروس و همسر به خانه بیایند تا او از وضعیت بیازدواجی خارج شود. اما پدر پیر نمیخواهد چیزی نوشته شود تا حانی به روستای کدخدا تبدیل شود و او نقشهای دیگر میکشد...