خط داستانی
در شهری فقیر و ایالت کوچک، پسران فقیر برای جنگ به شدت تمرین میکنند، و شبها نخبگان محله در اتاق استخر از زندگی نامههای بیربط فخر میفروشند، گروهی از پسران با مبارزات خونی در زمینهای بیکار بیارزش سرگرم میشوند... یکی از مشهورترین خاطرات دوران پس از جنگ کودکی قناریها بودند که میشد آنها را خرید یا دزدید. روزی کبوتر سفیدی در شهر ظاهر میشود. ایوان جان میگیرد تا سفید را بگیرد و بلافاصله تبدیل به هدف «مافیا کبوترها» میشود…