خط داستانی
仕 مبارز مائوری در پی آشکار شدن پیامدهای نبرد با یافتن تنها بازماندهٔ دشمن زخمی است. او میخواهد با پایان دادن به این دشمن بیپناه کشورش را تلافی کند اما خدایان اجازه نمیدهند، همانگونه که روح پرنده به او میگوید. به هم میریزد که باید جراحتهای دشمن را درمان کند و در این میان حملههای مکرر دشمن هم او را به خود میکشاند. به تدریج و به طرز شگفتآوری تغییری در او پدید میآید تا پذیرای این پیشقدم دشمن شود، اما جنگ به سرعت بر آن دو چیره میشود.