خط داستانی
این فیلم که در آلمان با عنوان «گلهای سیاه» منتشر شد، بازگشت لیلیان هاروی، ستاره محبوب کمدی موزیکال بریتانیایی، به استودیوهای UFA پس از چند سال در هالیوود را نشان میدهد. هاروی خوشمزه نقش یک بالرین روسی را بازی میکند که در فنلاند در اوایل قرن بیستم گیر کرده است. او عاشق مجسمهساز اسمووند نایت میشود، یک مخالف سیاسی که جایزهای بر سرش گذاشته شده است. برای نجات نایت، هاروی شب را با فرماندار تزار، رابرت رندل، میگذراند. داستان بر اساس زندگی واقعی بالرین مارینا فئودورونا است که در نهایت جان خود را به خاطر عشقش فدای کرد. گلهای سیاه به سه زبان: آلمانی، فرانسوی و انگلیسی فیلمبرداری شده است؛ نسخه انگلیسی در ابتدا با عنوان «آیا خیانت کردم؟» نامگذاری شده بود.