خط داستانی
این فیلم داستان عشق ریحان، که به عنوان دستیار فروش در یک شرکت ضبط کار میکند، و محمد، یک راننده، را روایت میکند. محمد به آلمان میرود تا یک ماشین بخرد. نامزدش ریحان نمیخواهد او برود. اکرام، پادشاه کلوبهای شبانه، به طور تصادفی صدای ریحان را میشنود و تصمیم میگیرد او را به یک ستاره آواز تبدیل کند. ریحان در ابتدا این پیشنهاد را رد میکند اما بعداً قبول میکند، با این فکر که میتواند یک ماشین بخرد و از رفتن محمد به آلمان جلوگیری کند. محمد، که باور دارد ریحان شهرت را به او ترجیح داده، او را ترک میکند. وقتی محمد در حال رفتن به آلمان است، در دام اکرام میافتد و به زندان میافتد. ترفندهای قمار که در زندان یاد میگیرد، دروازهای به ثروت برای او باز میکند. محمد مصمم است که از اکرام و ریحان انتقام بگیرد. اما یک چیز وجود دارد که محمد نمیداند.