خط داستانی
لاجوش مِزِی اهل شهری متوسط و پیرمردی است که درگاه پستی کار میکند و با دستگاه نامهها را مرتب میکرد. زندگی او مجموعهای از رویدادهای روزمره تکراری است اما شور و شوقی دارد که او را از بقیه متمایز میکند. این شور و اشتیاق روابط انسانی و رویدادهای زندگی او را جایگزین میکند و او به جهان خود فرار میکند، جایی که تنها خودش آن را میفهمد و احساس ایمنی میکند. روزی زندگی متوازن او به هم میریزد.