خط داستانی
بوریس زاروف یک تاجر مدرن است که از گذشتهاش رنج میبرد - پدرش کنت زاروف معروف به خاطر بازی خطرناکترین است. به همین دلیل، بوریس دچار توهمات و نواقص اجتماعی بسیار واقعی میشود که معمولاً شامل آسیبهای سادیستی به زنان جوان زیبا و برهنه است. پیشخدمت او سوگند خورده است که او را به بدیهای نسل خانوادهاش indoctrinate کند و سیاهچال شکنجه قلعهشان در این زمینه بسیار مفید است. با این حال، بوریس به طور دورهای توسط تجسم عاشقانه کنتس متوفی که قبلاً مالک قلعه بود، از سرنوشتش منحرف میشود.