خط داستانی
هالوارد سانز به اصلیت باور دارد که ما همیشه دو باره با افرادی روبه رو می شویم که واقعاً به آنها علاقه مندیم این در جداول جهان کار می کند درست کنار قانون دنباله و سرعت مداوم نور به همین دلیل باور دارد دوباره پلوکس را پیدا کند او زن رویاهایش است اما وقت حرف زدن را پیدا نکرده بود به مانند عسلی گیج به سمت پنجره شیشه ای صفحه زندگی خواهد زد