خط داستانی
سه نفر از سه نسل و طبقات مختلف در یک کارگاه ساختمانی بزرگ با هم ملاقات میکنند. لندایینریک بنریش دختر جوان، مجرد، مدیری با اعتماد به نفس است که تماماً به کارش متعهد است و از استقلالی که برای اکثر زنان وجود ندارد لذت میبرد. دانیل، دانشجویی که به خاطر تعطیلات تابستانی کار میکند، با انرژی خود به لندایینریک تاثیر میگذارد. جنرال بووه، مردی میانسال و جداشده، از یک کارگاه ساختمانی به کار دیگری میپرد و خوشحالی شخصی خود را در مسیر پذیرش معیارهای اجتماعی رسمی از دست داده است. هر دو سعی میکنند دل لندایینریک را بدست آورند، اما نمیفهمند که آزادی او را از او میگیرند.