خط داستانی
در حالی که مدیر جدید بیاتریس برای بقا و حفظ شرکت نساجی برنونهاشن میجنگد، مادرش کارلا میخواهد شرکت را بفروشد. سرمایهگذار با صورتی از توماس برگِر وارد میشود. بیاتریس که زمانی برای زندگی خصوصی فرصت ندارد، مهمان تعطیلات را از خود دور نگه میدارد. وقتی بالاخره به احساسات خود نسبت به او پی میبرد، میفهمد که او تفاوتی با آن چه انتظار میرفت دارد.