ریبـو و روبی
Rebo & Robby
دکتر آیندهنگر ریبو، پسری روستایی با اعتماد به نفس پایین، رویا دارد که توسط مار گزیده شود تا همسویی بیابد. او گمان میکند همسرش اریکا، جوانترین فرزند سویگارتو، خواهد بود. روی، دوستش، همسرش رینی و خواهرش سالیندری نقشهای برای همسانسازی ریبو با اریکا میکشند. آنها میخواهند ریبو به عنوان روبی شناخته شود اما به او میگویند کمی منتظر بماند. او آنقدر بیصبر است که با اریکا به عنوان پیامرسان روبی روبهرو میشود. ساگیهارتو از این اقدام باخبر میشود اما اریکا که قبلاً با پسر همکار پدرش نامزد شده بود فرار میکند. ریبو نیز ناامید میشود و به روستایش بازمیگردد هرچند به عنوان بهترین دانشآموخته پزشکی فارغالتحصیل شده است. در نهایت رویاهایشان به یک پایان خوش میرسند.