خط داستانی
بیوهٔ راغونات سینگ زندگی مرفهی با دخترش شیالینی دارد. در حالی که در حال ارائهٔ اهمیت زنان است، هدفی از جانب زنی دیگر به نام وکیل آجیایکار ساگسنا صورت میگیرد که نزدیک به پسرخالهٔ دایرندایال، دوست دوران کودکی راغونات است. راغونات پس از سفر، مجبور میشود آمردار شالینی را برای تبدیل شدن به یک تاجر خوب تعلیم دهد و هر دو به زودی باید ازدواج کنند. اما شیالینی متوجه وجود دوقلول بنام راتنبا میشود که دختر یک گدا بوده و با راغونات ارتباط داشته است. راتن به خانهٔ او میآید و خواستههایش افزایش مییابد، از تقلید شیالینی تا معاشقه با Ajay.