خط داستانی
در هاوانا، که از بازنشستگی فیدل دچار تزلزل شده است، یک خیاط جوان که در کارگاه با دستمزد کم دست و پنجه نرم میکند، آرزو دارد لباسهای زیبایی طراحی کند. از دست پسر دوستداشتنی سیـبی و بیپروای کوبایی خود که او را ناامید میکند، ناامید است، اما با یک کوبایی-ونزوئلایی expatriate جذاب روبهرو میشود که او را با آیندهای درخشان مجذوب میکند. پس از پیچ و تابها و شگفتیهای بسیار، ایوا باید بین دو مردی که دوست دارد یکی را انتخاب کند. تصمیم او غیرمنتظره است... استعارهای طنزآمیز از گزینههای آیندهٔ کوبا.