نصف مفقود
The Missing Half
رچل که نگران نامزدش علی است بی خبر به جبهه می رود و علی از رها کردن خانه و رفتن خودداری می کند و تصمیم می گیرد در خانه پدرش در آبادان بماند. علی گمان می کند تنها باید به جنگ فکر کند اما فرمانده او به او اخطار می دهد که باید به خانواده نیز بیاندیشد. علی و رچل در آبادان با هم زندگی می کنند و رچل به عنوان کارگر امداد فعالیت می کند. علی به خط مقدم می رود و در حالی که همه گمان می کنند که او شهید شده است، خبر زندگی علی به رچل از طریق بی سیم منتقل می شود.