خط داستانی
آریل، نویسندهٔ نمایشنامهٔ چندرسانهای، از اسپانیا به روزاریو، زادگاهش، بازمیگردد تا پروندهٔ عجیبی از خودسوزی سگها در پارکی کنار رودخانه را پیگیری کند. با بازگشت، او با گذشتهاش دوباره ارتباط مییابد و با افراد مختلف روبهرو میشود، از جمله لورا، زن محبوبش، و خاویر ماریو، بهترین دوستش و شوهر لورا. این ایام، پر از تناقضها، سو تفاهمها و تنشها خواهند بود که هرکسی را به آستانهٔ بیمعنایی میبردند.