خط داستانی
زک بیتس که نوزده سال داشت به مادرش در مراسم فارغالتحصیلی گفت که میخواهد قبل از تولد بیستم، ماراتن تاریخی صد مایلی را طی کند. مادرش که از این ایده شوکه شده بود به او یادآوری کرد که طولانیترین مسابقهٔ غیرنظامیِ او تا آن زمان تنها ۵ کیلومتر بوده است. بدون انسجام از ترس و یا ناامیدی، او به بیان این هدف و رویا ادامه داد تا اینکه تصمیم گرفت در برابر تولد بیستم صد مایلی را طی کند. با دیدن ارادهٔ او و دانستن توان ویژهٔ پسرش در تمرکز عمیق به دلیل اوتیسم، او تصمیم گرفت اجازه بدهد که او این مسیر را بپیماید و ببیند تا کجا میتواند برود.