داستان جدایی یک اتفاق
Eka Break up chi Goshta
مادوبالا رویاهای بزرگی درباره یافتن نیمه گمشده اش دارد، اما مادرش پسر باوقار و دارای تربیت را می خواهد. به همین دلیل پیشنهاد ازدواج آوی نا شا را برای مادوبالا می آورد. روزی که هر دو خانواده با هم ملاقات می کنند آوی نا شا مادوبالا را می بیند و عاشق او می شود. اما آوی نا شا با آرزوهای مادوبالا همخوانی ندارد. با این حال او را دوست دارد و آن ها تصمیم می گیرند بدون اطلاع خانواده با هم دیدار کنند. مادوبالا همچنان احساس می کند در او چیزی کم است.