دگنره
Dégénérer
در یک آپارتمان پنت هاوس بالای شهر، گروه کوچکی از دوستان برای دههها از جهان قطع شدهاند. آژیرها در زیر به صدا درآمدهاند، اما در اینجا، زمان متوقف شده است. همه آنها اکنون پیر شدهاند، اما همچنان به جشن و شادی ادامه میدهند گویی بیست ساله هستند. آوا، خسته از فساد بیپایان، به فرار از این وضعیت رویای میبیند.