بم چاک
Bam Tchak
لتیتیا خوشحال نیست! به خاطر تولد دخترش، که روز تولدش است، برای نخستین بار اسکی میزند. مقداری افتادنها میگذرد و او تنها رویای خود را این میبیند که رقیبش که همسرش را ربوده است و اسکی باز بااستعداد را به محاکمهای بکشاند. بهترین دوستش در این کار هیچ چیز در برابر ندارد، اتفاقاً برعکس!