زندگی خوبِ سخت
Hard Good Life
مردی پیر برای خود نودل آماده میکند و از ظرف میخورد در حالی که تنها به تماشای تلویزیون میپردازد. او به کارش به عنوان نگهبان امنیتی میخوابد. از آنجا که همسرش را از دست داده، دخترش زندگی روزمرهٔ پدر را فیلمبرداری میکند. با تمرکز بر اشیاء عادی مانند زباله، کلیدها، تولهسگها، مگسها و سوسمارها، میتوان رایحههای قوی تابستان و صدای رعد را در شب حس کرد. ناگهان پدر به ما اشاره میکند و دستها را تکان میدهد. پیوند پدر و دختر در اینجا با کمترین کلمات بیان میشود.