خط داستانی
در جزیره آتشفشانی دورافتاده که همه میخواهند از آن فرار کنند نا نا میآموزد که بماند مادرش لیا بعدها به تبعید رفته بود و نا نا در خانوادهٔ پدرش بزرگ میشود روزی خانواده متوجه میشود لیا بیمار است نا نا تب دچار تبهای بالا میشود و برای درمان به پای آتشفشان فرستاده میشود در آنجا با جهانی پر از واقعیت جادویی بین رویا و واقعیت روبهرو میشود بعداً که نا نا نوجوان میشود مادرش لیا با اینکه بالاخره به جزیره بازمیگردد