تعریف تنهایی
The Definition of Lonely
مردی تنها و باقاب Bedürfnisse اجتماعی دست و پنجه نرم میکند که در یک نیمکت پارک با صاحب سگی برونگرا آشنا میشود. آنها ارتباطی برقرار میکنند.