خط داستانی
بعد از از دست دادن همسرش به بیماری، مردی پیر که احساس گمگشتگی میکند تصمیم میگیرد به راه برود بدون هیچ ایدهای در مورد مقصدش. در مسیر با یک راننده تاکسی پرشور و همخانهٔ عجیب او روبهرو میشود و رابطهای غیرمحتمل بین سه نفر شکل میگیرد، که اشتیاق پیرمرد به زندگی، عشق و برنج اردک را دوباره احیا میکند