خط داستانی
یک بچه پیدا شده در مقابل خانه یک باچلر ثروتمند و اشرافی در طول کارناوال نیس رها میشود. مارکیز بچه را به فرزندی میپذیرد اما به زودی متوجه میشود که نمیتواند از عهدهاش برآید، بنابراین یک پرستار استخدام میکند که در واقع مادر واقعی بچه است. درست زمانی که این دو به هم علاقهمند شدهاند و پایان خوشی در افق است، شوهر زن - که مدتها مرده تصور میشد - ظاهر میشود.