خط داستانی
رابطه سان و مارکوس در بحران است. آنها به طور مشترک به تعطیلات میروند، اما به طور تصادفی به جزیره اشتباهی پرواز میکنند. در آنجا، در ناامیدی، به یک خانه تعطیلات خالی وارد میشوند و شروع به بازی نقش با هویتهای جدید میکنند. در ابتدا، این بازی یک کشف هیجانانگیز از رابطهشان است، اما به تدریج تخریبی میشود زیرا خود را به نقشهای کهن وادار میکنند.