تقریباً کریسمس
Almost Christmas
سه خواهر و برادر خود را در خانه دوران کودکیشان مییابند. یک چیز هست که مادر باید بگوید. اینها، روزهای قبل از کریسمس هستند. همچنین دختری هست که خود را در حال زندگی کردن آن روزها در کنار آنان مییابد. همه چیز به قدری آشنا به نظر میرسد. یک انتظار و یک نزدیکی اجباری وجود دارد. یک ماهی جدید برای آکواریوم و یک حلقه نامزدی. دفترچههای قدیمی مدرسه و یک کنترل از راه دور که دیگر پیدا نمیشود. یک زنگ تلفن و یک داستان قدیمی از شمنهای سرخپوست. ارواح خاصی در آن خانه هستند که برای ترک کردنش تقلا میکنند.